ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
961
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
است كه تفصيل هريك - ان شاء اللّه تعالى - در بابى جداگانه ذكر خواهد شد . لمؤلفه خاورى : شاه را در ملك اگر معمار ديندارى بود * دائما ملكش ز ويرانى همى عارى بود گر گرامى دين ز سلطان است دولت هم گرام * باعث اكرام دولت نيز ديندارى بود دين و دولت لازم هم در وجود خسروان * دين اگر دارد به دولت حكم او جارى بود فتنه اندر خواب شد بخت ملك بيدار ماند * بخت دينداران حق را وقت بيدارى بود در زمان سلطنت ويرانهها آباد كرد * حقپرستى زين ملك شايان معمارى بود بر سر احرار اى جان عدل او افسر نهد * بر دل اشرار اى دل تيغ او كارى بود خاك بر سر حاسدش از كثرت اندوه شود * خار بر دل دشمنش از شدّت خوارى بود شكر للّه عالمى هستند دين را مشترى * نرخ كالا در جهان ارزان ز بسيارى بود راه دين دشوار شد توسن ز كافر لنگ ماند * كافران را دورى از آن بهر دشوارى بود شكر للّه در ره جنّت سبكبار است شاه * آنكه ديندار است در راهش سبكبارى بود زار شد از قوم بىدينان به خلقى روزگار * زان سبب از قوم بىدينانش بيزارى بود